close
تبلیغات در اینترنت
حضور قلب در نماز-بر گرفته از انديشه قم

درباره وبلاگ


http://rozup.ir/up/majid1991/namaz93/agha.jpg

بسم الله الرحمن و الرحيمباسلام خدمت همه بازديدکنندگان عزيز.
براي بهتر باز شدن وبلاگ از مرورگر هاي opera و Chrome و mozila استفاده كنيد
اين وبلاگ تقديم به آقا امام رئوف
حضرت علي بن موسي الرضا (ع)
التماس دعا
*********

حضور قلب در نماز-بر گرفته از انديشه قم

 

حضور قلب در نماز

مقدمه
یكی از شرطهای اساسی پذیرفته شدن نماز در نزد خدای متعال، مسأله «حضور قلب پیدا كردن» در حین نماز است؛ از این رو آیات و روایات فراوانی در این باره وارد شده كه همه بر این مطلب تصریح می كنند كه میزان قبولی نماز، بستگی به میزان توجه انسان در نماز دارد و این در حالی است كه متأسفانه بسیاری از ما عبادتهای خود را بدون حضور قلب و با حواسپرتی كامل انجام می دهیم و به همین جهت است كه یك عمر نماز می خوانیم، اما اثری از آثار معنوی و روح نواز آن را در خود نمی بینیم.

1- لزوم تحصیل حضور قلب
 در ضرورت تحصیل حضور قلب همین بس كه بدانیم: نماز بی حضور قلب، نماز حقیقی نیست و وقتی نماز از حقیقت و باطن خود جدا شد و به صورت یك عمل بی روح در آمد، تمام ثمرات و فوایدی كه در آیات و روایات، برای نماز آمده، در چنین نمازی وجود ندارد وچه بسا موجب دوری از خدا هم بشود.
احادیث فراوانی دراین باره وارد شده كه همه بر این مطلب تصریح می كنند كه میزان قبولی نماز، بستگی به میزان حضور قلب در نماز دارد و به تناسب وجود حضور قلب، نماز مورد قبول واقع می شود. امام صادق ـ علیه السلام ـ می‌فرماید:
«اَن العبدَ لیُرفعُ لهُ مِن صلاتهِ نصفُها او ثلُثها او ربعُها او خمسُها و ما یرفعُ لهُ الّا ما اقبلَ علیهِ بقلبهِ؛[1] همانا از نماز انسان، نصفش، ثلثش، ربعش یا خمسش بالا برده می شود و آن مقداری از نماز كه توجّه قلبی داشته باشد بالا برده می شود
گر چه حضور قلب از شرایط صحت نماز نیست؛ یعنی با نبودن حضور قلب نماز باطل نمی شود و از لحاظ فقهی اشكالی ندارد. و لیكن چنین نمازی، قالبی و بی فضیلت و غیر مقبول است، یعنی بالا نمی رود و اثر معراجی خود را از دست می دهد.


2. امكان كسب حضور قلب
گاهی تصور می كنیم، تحصیل حضور قلب از امور مُحال است و از كسب آن، ناامید می شویم و به یك عبادت صوری و ظاهری اكتفاء می كنیم. چه بسا این ناامیدی، از فریب دادن خود نشأت بگیرد، به این معنا كه برای فرار از نماز با حضور قلب، دایماً خود را فریب داده و مشكل بودن آن را بهانه ای برای ترك آن، قرار می دهیم.
دلایلی برای امكان كسب حضور قلب وجود دارد كه از جمله آنها موارد ذیل است:
الف. وقوع حضور قلب
بهترین دلیل برای امكان شیء، وقوع آن است. همین كه پیغمبران ما و ائمه ـ علیهم السّلام ـ و اولیای خدا، بر حسب معرفت و ایمان و قرب و طلبشان، حضور قلب داشتند، دلیل بر امكان آن می باشد.
ب. وجود دستور عمل
وجود دستور جهت تحصیل حضور قلب از ناحیه رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السّلام ـ و بزرگانی كه در این باره كتاب نوشته اند، همه دلیل بر امكان كسب آن می باشد، چرا كه تكلیف و دستور به آنچه در توان نیست بی معنا و غلط است، زیرا تحصیل امر محال، محال است.


3. مراتب حضور قلب
گرچه درباره مراتب حضور قلب، سخنان بسیاری از بزرگان اهل معرفت رسیده، ولی ما به جهت مختصرگویی و ساده نویسی برآنیم تا با الهام از سخنان ارزشمند آنان به ذكر پنج مرتبه از مراتب حضور قلب بپردازیم.
مرتبه اول: شخص نمازگزار باید اجمالا بداند كه با خداوند سخن می گوید و حمد و ثنای او می كند، اگر چه به معانی الفاظ توجه نمی كند. این مرتبه برای آنانی است كه معانی نماز را نمی دانند؛ حضرت امام خمینی ـ قدّس سره ـ از قول مرحوم شاه آبادی ـ قدّس سره ـ نقل می كند:
«مثل این نحوه، به این صورت است كه یكی، قصیده در مدح كسی بگوید و به طفلی كه معانی آن را نمی فهمد بدهد كه در محضر او بخواند و به طفل بفهماند كه این قصیده در مدح این شخص است، البته آن طفل كه قصیده را می خواند اجمالا می داند ثنای ممدوح را می كند، اگر چه كیفیت آن را نمی داند».[2]
مرتبه دوم: علاوه بر مرحله قبلی، به معانی كلمات و اذكار نیز توجه داشته باشد و بداند كه چه می گوید. امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید:
«من صلّی ركعتین یعلمُ ما یقولُ فیهِما. انصرَفَ و لیسَ بَینَهُ و بینَ الله ذنبٌ إلّا غفرَلَهُ؛[3] هر كس دو ركعت نماز بخواند در صورتی كه بداند چه می گوید، از نماز فارغ می شود در حالی كه بین او و خداوند گناهی نیست، مگر این كه خداوند آنها را می بخشد». در این مرحله، قلب تابع زبان است.
مرتبه سوم: اسرار عبادت و حقیقت اذكار و تسبیح و تحمید و سایر مفاهیم را بفهمد و در حال نماز به آنها توجه كند تا خوب بداند چه می گوید و چه می خواهد.
مرتبه چهارم: نمازگزار علاوه بر مراحل سابق، باید اسرار و حقایق اذكار را به طور كامل در باطن ذاتش نفوذ داده و به مرحله یقین و ایمان كامل برسد. در این صورت است كه زبان از قلب پیروی می كند. قلب چون به آن حقایق ایمان دارد، زبان را به اذكار وادار می كند.
مرتبه پنجم: در این مرحله، نماز گزار به مرتبه كشف و شهود و حضور كامل می رسد كه به این مرحله حضور قلب در معبود می گویند نه حضور قلب در عبادت؛ یعنی مرحله ای كه اسما و صفات و كمالات حق را با چشم باطن مشاهده می كند،چیزی را جز خدا نمی بیند، حتی به خودش و افعال و حركات و اذكارش نیز توجه نداشته از سخنگو و سخن نیز غافل است و در حقیقت در انجذاب كامل قرار دارد، البته در این مرحله هم مراتبی است كه نسبت به سالكین متفاوت است.[4]


عوامل حواسپرتی و درمان آن


1. هرزگی قوه خیال
از اسباب محوری و اصلی حواسپرتی، فرّار بودن، و هرزگی قوه خیال است.
آدمی دارای نیرویی است كه دایماً ذهن و خیالش را به كار می گیرد. اگر ذهن انسان در مورد موضوعات كلی، به صورت منظّم و مرتّب فعالیت كند و از یك مقدمه، نتیجه ای بگیرد، در این صورت تفكر و تعقّل حاصل شده است، ولی اگر ذهن انسان بدون هیچ مقدمه و نظمی در موضوعات جزئی، از چیزی به چیزی و از جایی به جایی پرواز كند و هیچ رابطه منطقی بین موضوعاتی كه در ذهن آمده ایجاد نكند، تخیّل صورت گرفته است.
- ویژگیهای قوّه خیال
یكی از ویژگیهای قوّه خیال، فرّار و متحرك بودن آن است، چون اگر تفكر نباشد، هزاران خاطره و مسأله به ذهن انسان (در طی چند لحظه، بدون هیچ ارتباطی با هم) می رسد.
دیگر از ویژگیهای قوّه خیال كه از تعریف آن بر می آید. آن است كه در موضوعات جزئی كار می كند و هم چنین از بی نظمی خاصی برخوردار است.
انواع خیالات در نماز
در نمازی كه می خوانیم، تمام انواع چهارگانه تصوّرات خیالی كه در ذیل می آید، وجود دارد، مگر كسانی كه قوه خیال را كاملا تربیت كرده و متمركز بر نماز كرده باشند.
گاهی آنچه در نماز به ذهن خطور می كند، انجام كار خیری است؛ مثلا در این تصور است كه چگونه بعد از نماز سخنرانی كند و یا با فلان بزرگ یا دوست، چگونه گفتگو كند.
و یا انجام كار شرّی است، مثلا در این تصوّر است كه چگونه بر سر دیگری كلاه بگذارد و... .
گاهی آنچه در خاطر و خیال می آید، صرف خیال است و آن یا خیال پسندیده است مثلا (در خاطر خود بگذراند كه پولدار شود تا بتواند گرسنگانی را سیر و برهنگانی را لباس بپوشاند و...) و یا خیال فاسد می باشد (مثلا در خاطر خود لذت گناه و چگونگی آن را بیاورد و با آن دلخوش كند).
پس آنچه كه در قوه خیال ما می آید از این چهار حالت خارج نیست، اگر چه گاهی در نماز قوّه خیال در امور پسندیده فعّالیّت می كند، و لیكن در جهت كسب حضور قلب، خیال در امور پسندیده هم باید كنترل شود و از پرواز آن به امور مختلف، خوب نگه داشته شود تا قلب یكسره متوجه خداوند گردد.


  درمان
الف. بیرون نماز
باید در بیرون نماز، تمرین و ممارست در حفظ قوه خیال و متمركز كردن آن صورت گیرد، به این صورت كه در ابتدا تمرین كنیم كه فكر و خیال خود را به امور خاصّی تمركز بدهیم و دایماً مواظبت بنماییم كه خیال به جایی دیگر نرود كه اگر این تمركز ادامه پیدا كند، آرام آرام می توانیم فكر و خیال خود را ضبط و نگهداری كنیم كه هر كجا اراده كردیم حركت كند.
كیفیت تغذیه قوه خیال
هر یك از قوای ما محتاج به تغذیه مناسب خود می باشد. باید برای منظم كردن قوه خیال و جهت دادن به آن، از عوامل كنترل قوّه خیال و گفتن ذكر دایم با توجه و متمركز كردن ذهن به امور پسندیده، استفاده كرد. از جمله امور پسندیده عبارتند از: یاد خدا بودن؛ تمام كارها و اعمال خود را نیت و هدف خدایی دادن؛ تفكر در مسائل علمیه و مسائل اعتقادیه (مبدأ و معاد) و وظایف انسانی و عملی (كسب اخلاق حسنه و رفتار انسانی)؛ مراقبت بر احوال و رفتار خود كه چه مقدار منطبق با عقل، شرع و رضای خداوند است و هم چنین یادآوری گذرگاه بودن دنیا و مسافر بودن خود و دقّت و تعقّل به عجایب خلقت و آثار نظم و قدرت پروردگار؛ همه اینها عوامل كمك كننده در كنترل قوه خیال می باشد.
  داخل نماز
یكی از روشهای كنترل قوه خیال در نماز «تصمیم بر مخالفت است»؛ یعنی تصمیم بگیرد كه خیال خود را متمركز در نماز و یا معانی نماز نماید و هر وقت كنترل آن از اراده انسان خارج شد دوباره برگرداند. حضرت امام خمینی ـ قدّس سره ـ می فرماید:
«طریقه عمده رام نمودن آن «عمل نمودن به خلاف است» و آن، چنان است كه انسان در وقت نماز خود را مهیّا كند كه حفظ خیال در نماز كند و آن را حبس در عمل نماید و به مجرّد این كه بخواهد از چنگ انسان فرار كند آن را استرجاع نماید (برگرداند) و در هر یك از حركات و سكنات و اذكار و اعمال نماز ملتفت حال آن (قوه خیال) باشد و از حال آن تفتیش نماید (جستجو كند) و نگذارد سر خود باشد و این در اوّل امر، كاری صعب (مشكل) به نظر می آید، ولی پس از مدتی عمل و دقت و علاج، حتماً رام می شود و ارتیاض پیدا می كند (ورزیده می شود)».[5]

 
2. دنیا پرستی
از موانع مهم و اصلی حضور قلب، دنیا پرستی و اسارت و فریفتگی در برابر آن است. غالب اندیشمندانی كه درباره اهمیت نماز كتاب نوشته اند، مسأله دنیا دوستی را یكی از مهمترین مانع حضور قلب بر شمرده اند.
آرا و نظریاتی كه درباره دنیا مطرح شده به طور كلی به سه دسته تقسیم می شود:
الف. ترك اصل دنیا
برخی بر این عقیده اند كه باید از تمام موهبتهای دنیایی دور شویم و با كناره گیری از اجتماع بشری، فقط به عبادت خدا بپردازیم، چرا كه دنیا و متعلقات آن را موجب بدبختی و گمراهی بشر می پندارند. با این طرز تفكر، عبادت و خداپرستی، منافی با زندگی كردن تلقی می گردد و لذا، یا باید دنیا را انتخاب كرد و یا آخرت را و جمع بین این دو ممكن نخواهد شد.


دیدگاه اسلام
اسلام شدیداً با رهبانیّت، دوری از دنیا، ترك كار و تلاش و عدم همسر گزینی و... مخالف است، از همین جهت، پیغمبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«لا رهبانیّه فی الاِسلام؛[6] رهبانیت (ترك دنیا) در اسلام نیست».
تفكر رهبانیّت و جدایی دین از زندگی، از مذاهب مسیحی و بودایی‌، وارد اسلام شد، به همین جهت بعضی تصوّر میكنند كه اسلام با دنیا و كار كردن، تلاش و ... مخالف است.
زندگی در دنیا یعنی كار كردن، خوردن، آشامیدن، استراحت كردن، ازدواج و... چگونه ممكن است خداوندی كه آفریدگار همه موجودات از قبیل: زمین، خورشید، حیوانات و حتی خود انسان است، ما را از استفاده و توجه به آنها نهی نماید؟
پیغمبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«العبادهُ سبعُونَ جزءاً افضَلُها طلبُ الحَلالِ؛[7] عبادت هفتاد جزء دارد كه بهترین عبادتها، كار و تلاش می باشد».
و در روایت دیگر آمده:
«ابن اَبی یَعفُور قالَ قلتُ لأبی عبدِاللهِ ـ علیه السلام ـ : انا لنُحِبُّ الدُنیا فقالَ لی: «تصنعُ بِها ماذا؟ قلتُ اَتزَوّجُ مِنها و اَحجُّ و انفقُ عیالی و انیلُ اِخوانی و اَتصدّقُ قالَ: لیسَ هذا مِنَ الدّنیا، هذا منِ الآخرَهِ؛[8] ابن ابی یعفور می گوید:
خدمت امام صادق ـ علیه السلام ـ عرض كردم: ما دنیا را دوست می داریم. فرمود: با اموال دنیا چه می كنی؟ عرض كردم: به وسیله آنها ازدواج می كنم، به حج می روم، برای خانواده ام خرج می كنم، به برادرانم كمك می كنم و در راه خدا صدقه می دهم. فرمود: این دنیا نیست، این آخرت است». از این روایت به روشنی معلوم می گردد كه اصل دنیا مذموم نیست.
و روایات دیگری در این باب وارد شده كه همه آنها سفارش می كنند كه با استفاده كردن بهینه از دنیا، انزوا و رهبانیت را رها سازید.
نتیجه آن كه اصل دنیا و توجه به آن، نه تنها منافات با دینداری و عبادت خدا ندارد، بلكه همان طور كه ذكر شد، از بهترین عبادتها می باشد.
ب. ترك محبّت دنیا
بعضی معتقدند كه اسلام، محبّت و علاقه به دنیا را به طور مطلق مذموم دانسته و از همین جهت علاقه به زن، فرزند، اموال، خوراكیها و... را مردود می دانند، در این باره به آیات و روایات استناد می كنند.
دیدگاه اسلام
اگر منظور از محبّت، علاقه و ارتباط عاطفی و غریزی است كه اسلام نه تنها آن را نفی نكرده، بلكه با واقع بینانه ترین دیدگاه، آن را تفسیر كرده و آن غرایز و تمایلات را جزء سرشت آدمیان دانسته است.
از نظر اسلام تمایل به دنیا و علاقه به آن، قابل كسب نیست، بلكه از امور فطری و غریزی است كه خداوند بر حسب ضرورت و نیاز در درون ما نهاده است كه بدون آنها به كمال رسیدن، ممكن نخواهد بود.
خداوند در قرآن كریم می فرماید:
«و من آیاتهِ اَن خلقَ لكم من انفسكُم ازواجاً لِتسَكنُوا الیها و جعلَ بینكم مودّه و رحمهً؛[9] از جمله نشانه های حق این است كه از جنس خود شما، همسرانی برای شما آفریده كه در كنار آنها آرامش بیابید و میان شما و آنها الفت و مهربانی قرار داد». با كمی دقّت می توان فهمید، زن و علاقه به آن، كه از مظاهر دنیا است، نه تنها مذمت نشده، بلكه فلسفه وجودی آن، تسكین و ‌آرامش مردان شمرده شده است.
و هم چنین در روایت دیگر از امام صادق ـ علیه السلام ـ آمده:
«لا خیرَ فی مَن لا یحبُّ جمع المالِ من حلالٍ، یكُفُّ بهِ وجههُ و یقضی به دَینَهُ و یَصِلُ بهِ رحمَهُ؛[10] خیر و خوبی نیست، در كسی كه تحصیل مال حلال را دوست ندارد تا بدین وسیله آبرویش را حفظ كند و دینش را ادا نماید و صله رحم به جا آورد».
از امثال این روایات معلوم می گردد كه اسلام نه تنها دنیا بلكه علاقه به دنیا را كه از روی غرایز مادی در درون انسان است، تأیید می نماید و از بین بردن علایق فطری را، مردود دانسته و برخلاف تكامل آدمی می داند.
پ. ترك دنیا پرستی
آنچه اسلام بدان معتقد است، ترك پرستش دنیا و كمال مطلوب و محبوب واقعی ندانستن آن است. تمام آیات و روایاتی كه در مذمّت حبّ به دنیا آمده، اشاره به این قسم دارند و آنچه مانع حضور قلب در نماز می گردد، همین «دنیاپرستی و اسارت دنیا» است.
در قرآن كریم و روایات اهل بیت، دنیا، ناپایدار و محل گذر و اهل دنیا، مسافر معرفی شده است.[11] و این واقعیتی غیر قابل انكار است و نیز در بعضی از آیات آمده كه دنیا وسیله ای است جهت رسیدن به هدف، نه نهایت آرزو و كمال مطلوب بشری.[12]
درمان
از مطالب گذشته روشن گردید كه آنچه مانع حضور قلب است، دنیاپرستی و دلبستگی به آن است.
ترك اسارت و بندگی دنیا، با چند لحظه و دقیقه ممكن نخواهد بود، بلكه با آشنایی به آفات آن و به میزان عزم و تلاش و مجاهدت واقع بینانه، می توان به ترك دنیا به معنای حقیقی آن رسید.
برای درمان دنیا زدگی، باید اولاً: دیدگاه خود را نسبت به دنیا و انسان از زاویه دین اسلام اصلاح نمود. ثانیاً: یافته ها و علم و معرفت خود را در مرحله عمل به كار بندیم.
3. حواس ظاهری
یكی از عوامل حواسپرتی، متوجه شدن به امور خارجی است، چرا كه قلب و ذهن به منزله حوضی هستند كه این پنج حس به آن می ریزند و به واسطه آنها صورتهای معانی بر قلب وارد می شود، به طوری كه به واسطه دیدن تصویری یا شنیدن صدایی چندین صورت خیالی بر ذهن وارد می شود و قلب را مشغول خود می كند. اگر در هنگام نماز، گوش آدمی چیزی را بشنود یا چشم چیزی را ببیند، حواس و ذهن نمازگزار متوجه آن شنیدنی (مسموع) یا تصویر می گردد و از خدا و توجه به او غافل می گردد و چه بسا با شنیدن یك كلمه، خاطره های زیادی در ذهن او نقش بندد و تا آخر نماز او را مشغول بدارد.
درمان
علاج آن در از بین بردن این اسباب است كه به صورتهای مختلف بیان می گردد:
الف. چشم بستن
یكی از راههای معمولی كه در میان مردم بیشتر مشاهده می شود، بستن چشمها در حین نماز است تا تمركز حواس بیشتری حاصل كنند كه این امر البته برای كسانی است كه نمی توانند بدون بستن چشمها در نماز و با نگاه به محل سجده، آن تمركز لازم را كسب كنند و گرنه كسی كه می تواند با نبستن چشمها در نماز و با نگاه كردن به محل سجده، حواس خود را جمع كند، بهتر است كه چشمها را نبندد.
ب. انتخاب مكان خلوت و تاریك
نمازگزار برای این كه هیچ چیز او را به خود جلب نكند، باید مكان خلوت و بی سر و صدا، بی منظره و تاریكی را انتخاب كند؛ مثلا در مكانی كه عكس، تلویزیون و رادیوی روشنی، زن و بچه و... نباشد كه مسلماً تحصیل حضور قلب در چنین مكانی راحت تر از مكان شلوغ، پر رفت و آمد و... می باشد. چون زمینه حواسپرتی در آنجا كمتر است.
4. وسواس در قراءَت
هدف اصلی از عبادت، تحصیل مقام «جدایی كامل از غیر خدا» است، لذا موانع این راه، باید برداشته شود.
یكی از این موانع، توجه زیاد و وسواس داشتن در قراءت است كه موجب می شود نمازگزار از باطن و حقیقت نماز به ظاهر توجه كند و به جای توجه كردن به معانی نماز و كسب حضور قلب به الفاظ و چگونگی تلفظ آنها مشغول گردد، اگر چه رعایت قراءت، از شرایط صحت نماز است، و لیكن شرط صوری است و باید در حدّ تكلیف آن را انجام داد و نیز از توجه زیاد به ظاهر، باید پرهیز كرد.
این كه بعضی می خواهند به واسطه حفظ قراءت، تمركز حواس كامل پیدا كنند، اشتباه است، چون حواس در قراءت، كافی نیست، ثانیاً هدف نیست، بلكه هدف، توجه كامل قلب به خداست و چنین شخصی، به جای توجه به خدا و بریدن از اغیار، گرفتار ادای كلمات از مخرجشان می شود.


درمان
الف. آشنایی به ظاهر و باطن نماز
باید بداند كه رعایت قراءت و امثال آن، از احكام ظاهریه نماز و عبادت می باشند و باید در حدّ اعتدال و تكلیف به آنها توجّه كرد و حضور قلب و تخلیه قلب از اغیار از شرایط باطنیه نماز است و حقیقت نماز با وجود آن معنا پیدا می كند كه هرچه توجه به این معنا زیادتر باشد، نماز كاملتر خواهد شد، چرا كه باطن نماز برخلاف ظاهر آن، محدود به حدّی نیست. باید دانسته شود كه فرق نماز امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ با نماز ما در حضور قلب به خدا می باشد نه به مدّ «و لا الضالّین» و قراءت كاملتر آن حضرت.
ب. همانند سازی با الگوهای دینی
برای این كه نمازگزار، متوجه شود كه دچار وسواس شده یا خیر، بهتر است عمل خود را بر علما و فقها عرضه كند و از آنها سؤال كند كه آیا مبتلا به مرض وسواس است یا خیر؟ چون كشف مرض، برای مریض مشكل است، بلكه چه بسا خود را عادی می بیند و دیگران را متّهم به بی مبالاتی می نماید و از عمل آنها رنج می برد.

 

لذا وقتی از علما در مورد حال خود سوال كند و از نظر آنها نسبت به خود با خبر شود، مقداری مشكل حل خواهد شد.
بالاتر این كه، به عمل خود علما نگاه كند و ببیند كه آنها هم مثل او این قدر حساسیت دارند یا عملشان بر خلاف او است؟ اگر عملكرد علما را برخلاف خود یافت، پس باید بداند كه یقیناً دچار وسواس شده است.
5. تندخوانی و شتاب زدگی
از موجبات حواس پرتی، تند خوانی و تعجیل در اتمام نماز است، كه علت سریع خوانی هم، عدم اهتمام به نماز است. چرا كه چنین افرادی، نماز را فقط برای رفع تكلیف می خوانند، لذا با كراهت و بی میلی عبادت را انجام می دهند و در نتیجه احساس خستگی می كنند.
انگیزه تند خوانی، حاضر شدن نزد محبوب كذایی است و از این كه چند لحظه ای در نزد كسی كه قلبش متوجه او نیست ایستاده، رنج می برد و می خواهد هر چه سریعتر به طرف كسی یا كاری كه دوست دارد پرواز كند.
اگر كسی قلبش متوجه خدا باشد و از این حضور راضی باشد، لزومی برای تندخوانی و فرار از نماز نمی بیند، چون در محضر كسی است كه باید باشد، لذا تمام حواسش را متمركز به محبوب واقعی می نماید.
6. گناه
همان طور كه نماز، عامل بازدارنده از گناه است، فحشا و منكرات نیز مانع حضور قلب در نماز است. نماز و گناه رابطه متقابل و متضاد دارند. كسی كه اهل فحشا و منكر است، توفیق تحصیل حضور قلب در نماز را ندارد، چرا كه گناه اثر منفی خود را در نماز می گذارد و از طرفی نماز به میزان حضور قلب در آن، بازدارنده از معصیت و بزهكاری می باشد و این كه خداوند در قرآن كریم فرموده است:
«اِنّ الصّلوه تَنهی عنِ الفحشاء و المنكَرِ؛ نماز انسان را از فحشا و منكر باز می دارد» مسلماً نماز با حضور قلب را اراده كرده است، چرا كه حضور قلب یعنی حاضر شدن قلب در محضر خدا كه مبدأ پاكیهاست و قلب آدم فاسق، فاجر و گناهكار نزد معاصی است نه خدا؛ ممكن نیست دل آدمی هم در معاصی غرق باشد و هم در معنویّات.
با دقت معلوم می شود كسی كه غرق در شهوات و معاصی است، حقّ معنویّات و نماز را ضایع می كند و به همین جهت است كه خداوند می فرماید:
«فَخَلفَ من بعدهِم خلفٌ اضاعُوا الصّلوه و اتّبَعوا الشّهَواتِ فسَوفَ یَلقَونَ غَیّاً؛[13] پس جانشینان این جمعیت پاك و خدا پرست، قومی شدند كه نماز را ضایع كردند و از شهوات پیروی كردند و به دنبال آن به گمراهی افتادند».
نتیجه آن كه با خدا بودن، منافات با اسارت در شهوات و گناه و آلودگی دارد. مسلماً روح و قلبی كه به گناه عادت كرده و انس گرفته نمی تواند قبله خدا و محل توجّه او باشد.
درمان
الف. با علل فساد و گناه مبارزه كنیم
ریشه گناه عبارت است از جهل، هوای نفسانی (منفعت) و ترس. اگر می خواهیم گناه از صفحه زندگی ما پاك شود، باید در مرحله اول، گناه را بشناسیم و بدانیم كه چه چیزهایی گناه و موجب فساد و آلودگی روح آدمی و اجتماع بشری است و در مرحله دوم به نقش مخرّب گناهان در زندگی خود و بشر توجه كنیم و آثار منفی آنها را با دقّت درك كنیم.
ب. از القائات، جهت ترك گناه كمك گیریم
برای این منظور باید به قلب خود تفهیم كنیم، اگر نماز خوان هستیم پس كلاه برداری برای چه؟ اگر نماز می خوانیم، پس چرا زنا، چشم چرانی، شراب و همراهی با دوست بد...؟ و با توجه به جنبه منفی گناه، از گذشته خود توبه كنیم و با القائات مثبت، امید به خوب شدن و عوض شدن و ... را در خود زنده كنیم.
ج. از خود نماز در ترك گناهان كمك بگیریم
به هیچ وجه نماز را ترك نكنیم، بلكه همواره عزم و همّت خود را متوجّه ترك گناه كنیم و در هنگام نماز به خلوص و حضور قلب بیشتر توجّه كنیم و از آن جا كه گناه و نماز رابطه متقابل دارند، به موازات ترك گناه به كسب حضور قلب و خالی كردن قلب از اغیار بپردازیم و این مطلب كه «نماز با توجّه، با گناه منافات دارد» را به قلب تفهیم كنیم و با خود تكرار كنیم كه قلب پر گناه آشیانه حق تعالی قرار نمی گیرد.
7. چشم چرانی
چشم چران كسی است كه كنترل چشم خود را ندارد و به هر طرفی خیره می شود و چه بسا نگهداری چشم از اختیار او خارج شده و به صورت عادت در آمده است كه ترك آن مشكل به نظر می آید.
چشم چرانی قبل از این كه برای دیگران مزاحمت و ناراحتی ایجاد كند، برای خود شخص مضرّ است و موجب آشفتگی، اضطراب، عدم اعتماد به نفس، بی حالی و رخوت نسبت به معنویات، مخصوصاً نماز می گردد. خداوند سبحان زن و مرد را از چشم چرانی نهی نموده است. آن جا كه فرموده است:
«قُل للمؤمنینَ یَغُضّوا مِن ابصارِهِم... و قُل لِلمُؤمِناتِ یَغضُضنَ مِن اَبصارِهنَّ...؛[14] به مردان بگو دیدگان خود را فرو خوابانند و.. . به زنان مؤمنه بگو دیدگان خویش را فرو خوابانند».
كسی كه معتاد به چشم چرانی شد، فكر و خیال و قلبش مشغول دیده می شود و روحش آشفته و ذهنش مشوّش می‌گردد و هنگام عبادت، قوه خیالش با این آشفتگی به پرواز در می آید و به شاخه‌ هایی پرواز می كند كه با چشم خود مشاهده كرده است.
درمان
الف. كنترل چشم در همه حال
اگر در بیرون از نماز چشم آزاد بود، محال است هنگام نماز متمركز به خدا شود، اگر در بیرون نماز چشم فرّار بود، در هنگام نماز هم آزاد است؛ یعنی هر چه چشم ضبط كرده و ذخیره كرده، هنگام نماز مزاحم می شود. پس حفظ و كنترل حواس در نماز منوط به حفظ و كنترل چشم در بیرون از نماز است. چگونه ممكن است كسی كه عادت به نگاه پراكنی كرده، بتواند هنگام عبادت به طرف محبوب واقعی پرواز كند؟ قلبی كه آشفته محبوب پنداری است، چگونه معشوق واقعی را می بیند؟
تـو درون نـماز و دل بیرون گـشتها می كنی به جـهانی!
این چنین حالتی پریشان را شرم نآید نماز می خوانی؟!
8. عوامل بیرونی
در شكل گیری نظام شخصیتی و روحی آدمیان، علاوه بر عوامل درونی و فردی، عوامل بیرونی نیز مؤثر است و این واقعیتی است كه دین واقع گرای اسلام به آن توجه كرده است، چرا كه روح انسانها دایماً دستخوش تأثیر پذیری از عوامل بیرونی است.
از عوامل بیرونی، دوست فاسد، مجلس گناه و محیط فاسد را می توان بر شمرد.
الف. دوست فاسد
همنشینی و مصاحبت با دوست فاسق، اثرات منفی در آدمی می گذارد، چرا كه شخصیت انسان بستگی به شخصیت دوست و همنشین او دارد و این واقعیتی غیر قابل انكار است كه امام صادق ـ علیه السلام ـ به آن اشاره كرد است:
«المرءُ عَلی دینِ خلیلهِ؛[15] دین آدمی بستگی به نوع دین دوست او دارد».
تو اوّل بگو با كیان دوستی پس آن بگویم كه تو كیستی
همنشینی با كسی كه تارك نماز است، موجب ترك نماز یا سهل انگاری در آن می شود و همان طور كه دوست بد، اثر منفی در انسان می گذارد، انتخاب دوست خوب، نقش سازنده در آدمی دارد. همنشینی با كسانی كه اهل حضور قلب هستند، زمینه را برای تحصیل حضور قلب آماده می كند.
ب. مجلس و محیط فاسد
مجلس گناه و محیط فاسد خانواده، اجتماع و... جوّ روحی انسان را فاسد می كند و جوّ روحی فاسد، زمینه لازم را برای رشد معنویات از بین می برد. به میزان تأثیر پذیری از مجلس گناه و محیط فاسد، معنویات ضعیف می شود.
به همین جهت است كه امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید:
«لا ینبَغی لِلمُؤمنِ اَن یجلسَ مجلساً یُعصی الله فیه و لا یقدرُ عَلی تَغییِره؛[16] شایسته نیست، مؤمن، در مجلسی كه معصیت خدا در آن می شود و قادر بر تغییر آن نیست، بنشیند». مجالست با گناهكاران، روان آدمی را بیمار نموده و اسارت نفسانی را شدّت می بخشد و ذهن را آشفته می كند.
چگونه ممكن است كسی در فلان مجلس فساد، پای فیلم مخرّب ویدئو و ماهواره بنشیند و بعد در محضر خدا حاضر گردد؟ چگونه ممكن است چشمها به تماشای تصاویر مبتذل و فیملهایی كه رقص فلان رقاص را نشان می دهد، بپردازند و خاطره آنها در نماز مزاحمت ایجاد نكند؟ چگونه خدا در قلبی كه غیر خدا حكومت می كند، جا دارد؟
9 . موانع مقدماتی
نمازگزار برای این كه بتواند با سكون و طمأنینه در محضر خدا حاضر شود، بایستی تمام موانع را از سر راه بردارد، از جمله موانعی كه باید برداشته شود، پرخوری، كثرت خواب، جلوگیری از بول، كسالت و خستگی، است.
الف. پرخوری
پرخوری علاوه بر مضرات جسمی و فیزیولوژیكی دارای مضرّات روحی و روانی نیز هست كه از جمله ناراحتیهای روحی آن، مانع بودن از قلب در نماز است.
پرخوری بیش از حد، موجب بی‌ حالی و كسالت در عبادت و كسالت و بی حالی موجب حواسپرتی در نماز می گردد.
و در روایتی از رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ داریم كه:
«من تعوّدَ كثرهَ الطّعام و الشّرابِ قسی قلبهُ؛[17] هر كس زیادی خوردن و آشامیدن عادت او شود قلبش سیاه می شود».
ب. پرخوابی
پرخوابی هم یك نوع مریضی است كه مبتلا به آن نه تنها توفیق تحصیل حضور قلب پیدا نمی كند، بلكه تارك نماز هم می شود.
پرخوابی و اعتیاد به آن، جسم را بی حال می كند و موجب ضعیف شدن اراده می گردد و اعتماد به نفس از آدمی سلب می شود كه در نتیجه آدمی در مقابل معنویات عكس العمل منفی نشان می دهد، چنین شخصی در نماز با حالت خواب آلود روبه رو می شود و هنگام بیدار شدن از خواب، به سختی بر می خیزد و به علت اسارت خواب، با بی حالی وضو می گیرد و طوری صورت را می شوید كه خواب از سرش نپرد و در هنگام نماز در فكر خواب است و با اتمام نماز دستِ و پا شكسته، به طرف رختخواب پرواز می كند، چرا كه محبوبش خواب است و نماز مزاحم بود.

در این مورد روایتی از حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ آمد:
«یا بَنی اسرائیل لا تكثُروا الاَكلَ فانّهُ مَن اكثرَ الاكلَ اكثرَ النَومَ و مَن اكثرَ النومَ اقلّ الصّلاه و من اقلَّ الصّلاه كُتبَ منَ الغافلین؛[18] ای بنی اسرائیل در خوردن زیاده روی نكنید كه همانا محصول زیاد خوردن بسیار خوابیدن است و هر كس بسیار بخوابد نماز و عبادتش كم خواهد بود و آن گاه در زمره غافلان به شمار خواهد آمد».
پ. كسالت و خستگی
نماز را نباید در حال كسالت خواند بلكه ابتدا باید خستگی و خواب آلودگی را برطرف كرد، آن گاه به نماز ایستاد. امام باقر ـ علیه السلام ـ در این زمینه حدیثی دارند كه می فرمایند:
«لا تقُم الی الصّلوه مُتكاسلاً و لا متناعساً و لا متثاقلاً فانّها من خللِ النّفاق؛[19] با بی حالی، خواب آلود، كاهلانه به نماز نایستید، چرا كه اینها از علامات نفاق است». یعنی كسی كه در مقابل خدا می ایستد، باید در حضور او حاضر و قلبش متوجه او باشد.
ت. جلوگیری از بول
از عوامل حواسپرتی جلوگیری از بول است كه فشار حاصل از جلوگیری، موجب عدم تعادل جسمی و به دنبال آن موجب عدم تمركز حواس و قلب آدمی در نماز می شود. امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید:
«لا صلوه لحاقنٍ و لا لحاقبٍ و لحازقٍ و الحاقِنُ الّذی بهِ البُولُ و الحاقبُ الّذی بهِ الغائطُ و الحاذقُ الّذی ضَغَظَهُ الخف؛[20] نماز شخص حاقن و حاقب، نماز كامل نیست و حاقن، كسی است كه بول به او فشار می آورد و حاقب، كسی است كه غائط به او فشار می آورد و حازق، كسی است كه جوراب او را آزار می دهد.» پس بر نمازگزاران لازم است كه قبل از اقامه نماز، به تخلیه كامل خود از بول و غائط بپردازند تا این موانع موجب حواسپرتی در نماز نگردند.
ث. احكام فقهی و ظاهری
از عوامل حواسپرتی انجام دادن مكروهات همانند با سر و ریش و لباس و اعضای بدن بازی كردن، خاراندن بدن، به اطراف توجه كردن، پوشیدن لباس و جوراب تنگ به پا كردن، خمیازه كشیدن اختیاری، نگاه كردن به آسمان، گذاردن دست به كمر، فشار دادن بند انگشتها، مقابل آتش ایستادن، مقابل در باز ایستادن و... است.
انجام دادن این امور، اگر چه موجب بطلان نماز نمی شود، و لیكن موجب حواسپرتی و عدم حضور قلب در نماز می شود.
شاید سؤال شود كه ترك این امور چه ربطی به حضور قلب دارد كه امری باطنی است؟ در پاسخ می گوییم: حواس آدمی با كوچكترین حركت و عمل اضافی، مشغول می شود، لذا برای تحصیل حضور قلب، رعایت این امور لازم است.
در این باره از امام باقر ـ علیه السلام ـ روایت شده:
«اذا قُمتَ فی الصّلوه فعلیكَ بالاقبالِ علی صلاتكَ، فانّما لكَ منَ الصّلوه ما اقبلتَ علیه بقلبكَ و لا تعبَث فیها بیدكَ و لا برأسكَ و لا بلحیتكَ و لا تحدّث نفسك و لا تتثاءب و لا تمُطَّ؛[21] هر گاه به نماز ایستادی كاملا متوجه نمازت باش، چون آن مقدار از نمازت كه با توجه باشد، برای تو مفید خواهد بود، در نماز با دست، سر و ریش خود بازی مكن و در دل، حدیث نفس مكن و در هنگام نماز، دهن درّه مكن و قامت كشی نكن».
10. بیهوده گویی
یكی از موانع حضور قلب، بیهوده گویی و پرگویی در بیرون از نماز است. بیهوده گو، كسی است كه مواظبت بر زبان خود ندارد و زبان را بدون موافقت قلب، ایمان و عقل به حركت در می آورد. چنین شخصی هیچ ملاك و معیاری برای سخن گفتن ندارد و هر چه در ذهن پدید آمد، بدون تعقّل، مطرح می نماید.
امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید:
«لا تكثُروا الكَلامَ فی غیرِ ذكرِ الله فانّ الّذین یكثُرونَ الكلامَ فی غیرِ ذكراللهِ قاسیهٌ قلوبُهُم و لكن لا یعلَمُون؛[22] در غیر ذكر خدا، زیاد سخن نگویید به راستی آنان كه در غیر ذكر خدا پر حرفی كنند، دلهایشان سخت و قسی می شود، لیكن خودشان نمی دانند».
عارف ربّانی و فیلسوف بزرگ علامه طباطبایی ـ رحمه الله علیه ـ فرموده است: «من از سكوت آثار گرانبهایی را مشاهده كرده ام. چهل شبانه روز سكوت اختیار كنید و جز در موارد لازم سخن نگویید و به فكر و ذكر خدا مشغول باشید تا برایتان صفا و نورانیّت حاصل شود».
11. خودنمایی
اخلاص از شرایط قلبیه مهمّ نماز است و نقطه مقابلش ریا است كه آفت بزرگی است.
حضور قلب یعنی حاضر بودن قلب در محضر خدا و خالی كردن قلب از اغیار و از آن طرف، اخلاص یعنی خالص كردن نیّت و پاك كردن آن از غیر خدا و از طرف دیگر، ریا یعنی غیر خدا را در نیت آوردن. حال، من و شما كه نماز می خوانیم و در ذهن خود غیر او را قصد می كنیم و توجه مردم و تظاهر به نماز و چگونگی آن را در قلبمان می گذرانیم، چگونه قلب خود را حاضر در محضر خدا ببینیم؟ پرواضح است كه در صورت ریا و نبودن اخلاص، قلب متوجه غیر خداست و در این هنگام، حضور قلب بی معناست؛ بله، قلب حاضر است، اما در محضر اغیار!
  معیار تشخیص ریا
برای تشخیص عبادت وعمل خالص، از غیر آن، باید به ملاكها و معیارهایی كه گفته شده رجوع كنیم، چرا كه فهمیدن و تشخیص وجود ریا مشكل است وچه بسا شخص ریاكار متوجه نیست كه عملش ریاكارانه است؛ از این رو امام صادق ـ علیه السلام ـ معیاری برای تشخیص ریا تعیین كرده است، آن جا كه می فرماید:
«ثلاثُ علاماتٍ للمرائی: ینشطُ اذا رأی النّاسَ و یكسلُ اذا كان وحده و یحبّ اَن یحمدَ من جمیعِ اُموره؛[23] برای ریا كننده سه علامت است:
1. در پیش مردم با نشاط اعمال را انجام می دهد.
2. در تنهایی با كسالت انجام می دهد.
3. دوست دارد كه در تمام كارهایش مردم او را تمجید و تعریف كنند».
12. عادت
از اسباب بی توجّهی و غفلت در نماز، مسأله عادت به عبادت است، به این معنا كه انسان، اصل نماز و افعال و اذكار آن را از روی عادت به جا آورد، به طوری كه به حقیقت و روح نماز (حضور قلب) توجّه نداشته باشد.
از آن جایی كه حضور قلب در نماز بستگی به میزان آگاهی و توجه قلبی نمازگزار دارد، لذا اگر نماز، به صورت عادت و غیر آگاهانه در آید، موجب غفلت و حواسپرتی خواهد شد، به نحوی كه موجب می شود گاهی انسان تمام افعال و اذكار را از روی عادت انجام دهد، بدون این كه بفهمد چه كرده است.
چنان چه در روایات آمده، گاهی طولانی كردن نماز (ركوع و سجود) به صورت عادت در می آید و لذا ارزش خود را از دست می دهد. امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید:
«لا تنظُروا اِلی طولِ ركوعِ الرّجُل و سجودهِ فانّ ذلكَ شیءٌ اِعتادَهُ فلَو تركهُ اِستوحَشَ لذلكَ و لكن انظُروا الی صدقِ حدیثهِ و اداءِ امانتهِ؛[24] به طولانی كردن ركوع و سجود كسی نگاه نكنید، زیرا شاید این چیزی باشد كه به آن عادت كرده باشد كه اگر تركش كند وحشت می كند، و لیكن به راستی در گفتارش و ادای امانتش نگاه كنید».
درمان
اسلام مسأله نیّت را واجب نمود تا عبادتها از روی عادت و ناآگاهی صورت نگیرد. روایات زیادی در باب نیّت وارد شده كه همه تصریح بر اهمیت موضوع می كنند، چنان كه رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«لا عَمَلَ اِلّا بینهٍ؛[25] هیچ عملی، بدون نیّت قبول نیست» و به همین جهت است كه فقها می گویند:
برای عبادت نیّت لازم است، به طوری كه اگر از انسان در حال نماز، سؤال شود چه می كنی؟ در پاسخ باید بلافاصله بگوید كه چه كار می كند و اگر فكر كند و بعد پاسخ دهد، به اجماع علما نمازش باطل است.
فلسفه نیّت، آن است كه آدمی را از سطح ناخودآگاهی به خودآگاهی برساند. نیّت، اگر استمرار داشته باشد، موجب می شود كه انسان از نماز و توجه به آن، ‌غافل نشود، لذا هر چه میزان خالص بودن نیّت بالاتر باشد، توجه به نماز و خداوند هم بیشتر خواهد شد.
13. دسیسه های شیطان
از مهمترین عوامل حواسپرتی، وسوسه شیطان در نماز است كه نمازگزاران را به دام می اندازد، از جمله آن دامها كه در خیال نماز گزاران می پروراند «حضور قلب در نماز واجب نیست» می باشد تا نمازگزار تحصیل آن ننماید.
رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«انّ العبدَ اذا اشتغلَ بالصّلوه جاءهُ الشیطانُ و قال لَهُ: اذكُر كَذا، حتّی یضلّ الرجلُ ان یَدری كم صلّی؛[26] هنگامی كه بنده خدا مشغول نماز می شود، شیطان می آید و به انسان می گوید، این را بگو، این را بگو، تا این كه نداند، چطور نماز خوانده است». از این روایت معلوم می شود كه وسوسه های شیطان در عبادت، همیشگی است و از راههای مختلف وارد می شود تا انسان را گمراه كند و چون هواهای نفسانی، جنود و لشكریان شیطانند و به فرمان شیطان عمل می كنند و با توجه به مختلف بودن هواهای نفسانی، راههای نفوذ شیطان هم مختلف خواهد شد.
درمان
الف. علم و ایمان به وجود شیطان و نقش آن در عبادت
باید بدانیم كه شیطان و وسوسه هایش آن در عبادت، واقعیت و حقیقتی است كه اگر به آن توجه نشود، همیشه در گرفتاری خواهیم بود و نمازمان بدون حضور قلب خواهد بود. باید بدانیم كه به فرمایش خود خداوند كه فرمود:
«اِنّ الشَیطانَ عَدوٌ مُبینٌ؛[27] شیطان دشمن قسم خورده انسان است» و هیچ وقت از وسوسه ما آدمیان دست بر نمی دارد.
ب. استعاذه از خداوند
استعاذه از خدا جهت پناه بردن به او از شرّ وسوسه های شیطان ضروری است و البته در همین استعاذه هم باید صادق باشیم، نه این كه زبانمان استعاذه كند و خاطرمان به غیر خدا متعلق باشد و مثل كسی باشیم كه در حصار استواری ایستاده و درنده ای، درصدد است كه او را بگیرد و او پی در پی به زبان گوید كه پناه می برم از شرّ این درنده به این قلعه محكم، و لیكن همین طور برجای خود ایستاده و درون قلعه نمی رود.

 

[1] . بحارالانوار، ج 84، ص 238.
[2] . امام خمینی، اربعین، ص 434.
[3] . ثواب الاعمال، ص 72.
[4] . بر همه ماست كه در این مراتب به دقت تأمل نموده و درصدد تحصیل آنها باشیم؛ برای اطلاع بیشتر ر.ك: امام خمینی، اربعین، ص 434؛ ابراهیم امینی، خودسازی، ص 231؛ میرزا ملكی تبریزی، اسرار الصلوه، ص 307.
[5] . آداب الصلوه، ص 44.

 

[6] . بحارالانوار، ج 15، باب النهی عن الرهبانیه.
[7] . كافی، ج 5، ص 78.
[8] . بحار الانوار، ج 73، ص 63.
[9] . روم (30)، آیه 20.
[10] . كافی، ج 5، ص 72.
[11] . نهج البلاغه، خطبه 201؛ نهج البلاغه، حكمت 133؛ روم (30)، آیه 7.
[12] . كهف (18) آیه 18؛ رعد (13) آیه 12؛ یونس (10) آیه 100؛ روم (100) آیه 30.

 

[13] . مریم (19) آیه 59.
[14] . نور (24)، آیه 30 و 31.
[15] . اصول كافی، ج 2، ص 375.
[16] . اصول كافی، ج 2، ص 374.
[17] . نهج الفصاحه، ص 573.

 

[18] . تنبیه الخواطر و نزهه النواظر، ص 38.
[19] . میزان الحكمه، ج 5، ص 398.
[20] . سفینه البحار، ج 2، ص 46.
[21] . بحار الانوار، ج 84، ص 201.
[22] . بحار الانوار، ج 71، ص 281.
[23] . اسرار الصلوه، ص 271.
[24] . عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 51.
[25] . اصول كافی، ج 1، ص 70.
[26] . بحار الانوار، ج 84، ص 259.
[27] . یوسف (12) آیه 10.


http://www.andisheqom.com

دسته بندي: حضور قلب در نماز,حضور در قلب نماز,
ژ

ارسال نظر

اين نظر توسط سعيد در تاريخ 1393/11/30 و 9:44 دقيقه ارسال شده است.
سلام آقا مجيد وبلاگ پرباري داري من كه خوشم اومد
پاسخ : مرسي آقا سعيد شما لطف داريد
کد نمايش نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

5 نظر اخر خوانندگان

اميد - وبلاگتون عالیست،مخصوصأ این مطلب که درمورد خواص درمانی نماز بود.بسیارجالب بود. براتون ارزوی موفقیت میکنم.

تاريخ 1393/12/12 و 11:04 دقيقه

پاسخ مدير:
آقا اميد خواص پزشكي نماز را به درخواست يكي از بازديد كننده ها گذاشتم اميدوارم خوندن مطالب براي شما لذت بخش باشد

سعيده - سلام وبلاگتون عالی بود، من باخوندنش اطلاعات زیادی بدست اوردم ، امیدوارم موفق باشید.

تاريخ 1393/12/12 و 9:32 دقيقه

پاسخ مدير:
سلام مرسي.سعيده خانم خيلي لطف كرديد موفق باشيد بازم مطالب جديد تر و به روز تر در وبلاگ قرار ميدهم

سعيد - سلام آقا مجيد وبلاگ پرباري داري من كه خوشم اومد.

تاريخ 1393/11/30 و 9:44 دقيقه

پاسخ مدير:
مرسي آقا سعيد شما لطف داريد

مطهره - سلام.وبلاگ خوبی دارید مخصوصا در زمینه اسرار نماز. امیدوارم در کارتون بخصوص در زمینه ترویج نماز موفق باشید.

تاریخ 1393/10/25 و 11:41 دقیقه

پاسخ مدير:
با سلام خدمت شما
ممنون شما لطف داريد منتظر نظرات شما هستم

عليرضا - سلام باخوندن مطالب وبلاگ به شیعه بودنم افتخار کردم،بهتون تبریک میگم وبلاگ خوبی دارین.موفق باشین

تاریخ 1393/10/23 و 12:18 دقیقه

پاسخ مدير:
سلام خیلی خوشحالیم از این بابت ما هممون به شیعه بودنمون افتخار میکنیم اگه البته لایق باشیم.متشکرم که به ما سر زدید..